در جهان معاصر علم و تکنولوژی به سرعت پیشرفت نموده اند و به تبع آن شیوه های سنتی مدیریت دچار تحولات عظیمی شده اند که مدیریت خلاق در این تحولات نقش عمده ای را ایفا می کند.
وضعیت کنونی مدیریت در سازمان های جهانی گویای این امر است که شیوه های سنتی مدیریت قادر به هماهنگی و همگامی با تغیرات سریع سازمانی و پیشرفت های تکنولوژیکی نبوده و روز به روز در حال تنزل و افولند.
برای سازگاری با تغیرات جدید بایستی سازمانی متناسب با شرایط به وجود آمده پدید آید و زمینه رشد و تعالی سازمان را فراهم سازد که از جمله موفق ترین این سازمان ها از دهه 90 به بعد سازمان های یادگیرنده بوده اند.
سازمان های یادگیرنده سازمان هایی هستند که در آن افراد در مقابل تغییرات بر خلاف سازمان های سنتی مقاومت نشان نمی دهند بلکه همواره سعی دارند در حال تغییر و تحول باشند و محیط خود را با خود سازگار و همراه سازند.یکی از الزامات این سازمان ها یادگیری است،آن گونه یادگیری که در آن رفتار و نگرش های افراد تغییر می یابد و افراد شکل جدید اندیشیدن را می آموزند و یاد می گیرند که چگونه باهم یاد بگیرند،چگونه ایده ها و نظرات و تصورات ذهنی را به هم نزدیک کنند.بنابراین سازمان های یادگیرنده سازمان هایی هستند که می آموزند تغییر کنند ومتحول شوند(عسکری،1383).
سازمان های یادگیرنده سازمان هایی هستند که به عنوان یک کل و مجموعه هماهنگ یاد می گیرند و پیش می روند.این سازمان ها خود راه را می یابند و جلو می روند،از تجربه ها همچون انسانی خردمند پند می گیرند و مسیر خود را تصحیح می کنند.کسی آنها را کنترل نمی کند و مهارشان را به این سو و آن سو نمی کشاند.این سازمان ها خود کنترل و خود فراگیرنده هستند و مسیر خویش را می یابند و پیش می روند(الوانی،1382).
با توجه به تعاریف ارائه شده از این سازمان ها،چنین سازمان هایی از ضروریات عصر حاضر به شمار می آیند و سازمان هایی که فاقد این ویژگی ها هستند به ناچار از صحنه رقابت کنار خواهند رفت.پس مدیران و رهبران سازمان ها باید سازمان های خود را به سمت یادگیرنده بودن سوق دهند تا از مزایای فزاینده این سازمان ها برخوردار گردند.
متاسفانه در کشور ما این سازمان ها از جایگاه خوبی برخوردار نیستند و اقدامات انجام شده در زمینه به کارگیری این سازمان ها یا در حالت تئوری باقی مانده اند و یا در عمل با شکست مواجه شده اند.بنابراین لازم است اقدامات اساسی در این زمینه به عمل آید و مدیران و رهبران سازمازمان ها،سازمان خود را به مهم ترین ابزار سازمان های یادگیرنده یعنی "دانش" مجهز سازند.
بدون شک مهم ترین مسئولیت مسئولان امروز کشور درک دقیق چالش فوق و تدوین برنامه ها و سیاست های هماهنگ،دوراندیشانه و سنجیده برای ارتقای سازمان های کنونی کشور به سازمان هایی یادگیرنده و پیش بینی ضمانت های اجرایی لازم و نظارت و حمایت های مستمر می باشد.
شرح و بیان مسأله تحقیق
ظهور سازمان های اجتماعی و گسترش روزافزون آنها یکی از ویژگی های بارز تمدن بشری است که با توجه به عوامل گوناگون مکانی و زمانی و ویژگی ها و نیازهای خاص هر جامعه،هر روز بر تکامل و توسعه این سازمان ها افزوده می شود.
با توجه به اهمیت نقش مدیریت در همه سازمان ها،مدیران بایستی با بهره گیری از قوه خلاقه خویش به پدید آوردن سازمان هایی اقدام نمایند که در آنها شرایط یادگیری و عملکرد بهتر برای کارکنان و حتی خود سازمان فراهم باشد.سازمان هایی که علم مدیریت امروزه آنها را سازمان های یادگیرنده می نامد و کارآمدی شان نیازمند خلاقیت در روش ها و نظام های مدیریتی است.
بنابر مطالب عنوان شده در بالا،پژوهش حاضر به بررسی میزان کاربست مؤلفه های سازمان یادگیرنده در بین کارکنان اداری و غیر اداری(اعضای هیأت علمی)شاغل در دانشگاه پیام نور شهرستان میانه می پردازد.
اهمیت و ارزش تحقیق
اصولأ استعدادهای خلاق در محیط های مطلوب شکوفا و متبلور می شوند.بنابراین یکی از الزامات و روش های مهم متبلور کردن خلاقیت به وجود آوردن سازمانی پویا،مستعد،خلاق و به طور کلی یادگیرنده است.از سوی دیگر دنیای کنونی به سمتی پیش می رود که سازمان ها علاوه بر یادگیرنده بودن باید یاد دهنده نیز باشند تا بتوانند از مزیت رقابتی مطمئنی برخوردار گردند.بنابراین ایجاد و بکارگیری سازمان های خلاق و یادگیرنده از مهم ترین و ضروری ترین وظایف مدیران و مسئولان کشور می باشد.
در کشور ما ایجاد این سازمان ها با موانع زیادی روبه رو می باشد که باید این موانع شناسایی شده و راهکارهای عملی برای رفع آنها ارائه گردد.از سوی دیگر مدیران و رهبران سازمان ها باید این فرهنگ سازمانی را بومی سازند تا از نتایج مثبت ناشی از بکارگیری آن برخوردار گردند.
با توجه به نقش مهم این سازمان ها در دنیای کنونی، پژوهش هایی در این زمینه لازم است تا آثار مثبت حاصل از نهادینه کردن این سازمان ها و موانع موجود در راه ایجاد آنها شناسایی گردد و همچنین راهکارهایی برای رفع این موانع و سرعت بخشیدن به تکامل این سازمان ها ارائه گردد.
اهداف تحقیق
هدف کلی این پژوهش بررسی میزان بکارگیری مؤلفه های سازمان یادگیرنده از سوی کارکنان اداری و غیراداری شاغل در دانشگاه پیام نور شهرستان میانه می باشد.
اهداف فرعی این پژوهش نیز عبارتند از:
بررسی رابطه بین میزان بکارگیری مؤلفه های سازمان یادگیرنده از سوی کارکنان اداری و غیراداری وسابقه کاری آنان.
بررسی رابطه بین میزان بکارگیری مؤلفه های سازمان یادگیرنده از سوی کارکنان اداری و غیراداری و میانگین سنی آنان.
بررسی رابطه بین میزان بکارگیری مؤلفه های سازمان یادگیرنده از سوی کارکنان اداری و غیراداری و مدرک تحصیلی آنان.
فرضیه های تحقیق
میان میزان بکارگیری مؤلفه های سازمان یادگیرنده در بین کارکنان اداری و میزان بکارگیری این مؤلفه ها در بین کارکنان غیراداری تفاوت وجود دارد.
بین نظرات کارکنان اداری و غیراداری در خصوص میزان کاربست مؤلفه های سازمان یادگیرنده و سابقه کاریشان رابطه وجود دارد.
بین نظرات کارکنان اداری و غیراداری در خصوص میزان کاربست مؤلفه های سازمان یادگیرنده و میانگین سنی شان رابطه وجود دارد.
بین نظرات کارکنان اداری و غیراداری در خصوص میزان کاربست مؤلفه های سازمان یادگیرنده و مدرک تحصیلی شان رابطه وجود دارد.
روش تحقیق
اطلاعات اولیه برای انجام این پژوهش از طریق مطالعات کتابخانه ای حاصل شد و براساس اطلاعات به دست آمده از این طریق اهداف و فرضیه های تحقیق تدوین گردید.سپس یک سری مطالعات تکمیلی در خصوص موضوع تحقیق به عمل آمد.
در مرحله دوم مطالعات میدانی انجام گرفت.در این مطالعات از روش پرسشنامه استفاده گردید که پرسشنامه استفاده شده قبلأ در تحقیقی مشابه به کار رفته بود و از روایی و پایایی قابل قبولی برخوردار بود.
لازم به ذکر است که پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی می باشد که توضیحات کاملتر در این باره در فصل روش تحقیق ارائه شده است.
محدودیت های تحقیق
در انجام این پژوهش با محدودیت هایی مواجه بودیم که این محدودیت ها باید در تعمیم نتایج این پژوهش مد نظر قرار گیرند.در زیر به چند مورد از این محدودیت ها اشاره می کنیم.
پژوهش حاضر در بین کارکنان اداری و غیراداری دانشگاه پیام نور شهرستان میانه صورت گرفته است و لذا تعمیم نتایج آن به سایر جوامع مستلزم انجام پژوهش های دیگری می باشد.
ممکن است هنگام پاسخ دادن به پرسش ها عواملی مانند محافظه کاری،عدم دقت و صراحت و...بر نحوه پاسخ گویی تاثیر گذاشته باشد.بنابراین در تعمیم یافته ها باید همه این عوامل را در نظر گرفت.
احتمال خطای تمایل به مرکز نیز می تواند بر روی نتایج به دست آمده از تحقیق تاثیر منفی بگذارد.
افت نمونه ها از 65 به 61 نیز می تواند از اعتبار تحقیق بکاهد.
نبود پرسشنامه استاندارد در زمینه تحقیق مورد نظر نیز می تواند از محدودیت های این پژوهش به شمار آید.
تعریف واژگان کلیدی تحقیق
یادگیری سازمانی: يادگيري سازماني عبارت از فرآيندي است كه طي آن اعضاي سازمان خطاها را كشف و براي اصلاح آنها اقدام مي كنند (آرجيرس واسكن،1978).
سازمان یادگییرنده: سازمان يادگيرنده سازماني است كه در خلق، اكتساب و انتقال دانش و در تعديل رفتارش در جهت انعكاس دانش و بينش جديد مهارت دارد(پروبست، راب ،رومهارت، 2000).به عبارت دیگر سازمان یادگیرنده سازمانی است با فلسفه پیچیده ای برای پیش بینی،واکنش و پاسخ به تغییرات پیچیده نامعلوم(سنگه،1990).در این پژوهش میزان یادگیرنده بودن سازمان از طریق سؤالات طرح شده در پرسشنامه ها سنجیده شده است.
مؤلفه های سازمان یادگیرنده:مؤلفه های سازمان یادگیرنده شامل چشم انداز مشترک،تفکر سیستمی،تسلط و مهارت شخصی،یادگیری تیمی و مدلهای ذهنی می باشد.که میزان کاربست این مؤلفه ها از سوی کارکنان اداری و غیراداری توسط پرسشنامه های تهیه شده سنجیده شده است.
+ نوشته شده توسط سید حسین ساجدی در شنبه
1386/11/27 و ساعت
11:32 قبل از ظهر |